قسمت اصلی کاخ، همان تالار بزرگ است که شکلی چهارگوش (5/68×5/68متر) و کمی بیشتر از 4600 مترمربع وسعت دارد و سطح آن را 2 متر پایینتر از سطح آپادانا گرفتهاند. هشت درگاه، دو عدد در هر دیوار، آن را به دالانها و صندوقخانهها و یک ایوان وصل میکند. در شمال آن ایوانی و سپس حیاطی بزرگ وجود دارد و در مشرق آن یک دستگاه ساختمانی ـ مشتمل بر تالارها و انبارهای سربازی و راهروها و دالانهای کوچکتر قرار گرفته است و در شمال حیاط کاخ نیم تمامی است درست به شکل و طرح «دروازه خشیارشا»، که پیشتر توصیف کردهایم. در مغرب حیاط دالان بلند و انبار مانندی است که در شمال بریده میشود تا دو حیاط آپادانا و صدستون را به هم بپیوندد. یک خیابان بزرگ به طول 90 متر و عرض تقریبی 10 متر از «دروازه خشیارشا» در جهت عمودی رو به شرق تا به شمال «دروازه نیمهتمام میرسد» و این خیابان را (خیابان سپاهیان) مینامند زیرا میپندارند رژه سربازان جاویدان در آن انجام میگرفته است.
مطالعه بیشتر از سایت اطلاعات تخصصی استان فارس
کاخ صدستون
نظرات ()
یکی از یادمانهای بازمانده از ساسانیان، نقش رجب است که در راه تخت جمشید-پارسارگاد به نقش رستم و روی صخرهای نه چندان بلند جای دارد. گویا این جایگاه در روزگار کهن مقدس شمرده میشده جای دارد. اردشیر یکم (224 تا 241 ترسایی) این جایگاه را برای به یادگار گذاشتن یکی از سنگنگارههای بنیادین خود برگزیده بوده، و دیگران نیز از وی پیروی کردهاند. شرحها به گونهای آورده شدهاند که باید از پایین، چپ، به سوی راست خوانده شوند.
سنگنگارۀ شاپور یکم (241 تا 272 ترسایی) و همراهانش
بزرگترین و برجستهترین سنگنگارۀ نقش رجب در دست راست آن است. این سنگنگاره شاه را که با پیکری کلانتر، چشمگیرتر نشان داده شده، سوار بر اسب وامینمایاند. شوربختانه چهرهاش خراب شده. اما جامهاش بسیار زیباست و اسبش بسیار آراسته. بلندپایگان دربارش در پشت او هستند. آنان یکی پس از دیگری، بیشتر فرو میروند و از واپسینشان تنها بالاتنه پیداست. سه مردی که پشت سر شاهاند، نشان ویژهای بر کلاه دارند. ما از میان آنان تنها میتوانیم آن را که پیش از همه ایستاده و بزرگتر از دیگران نشان داده شده و پیکر دیگری روی تنش نیفتاده را در دستهای ویژه جای دهیم. اینها همه نشانۀ ارزش ویژۀ اوست. نشان او همانی است که ولیعهد شاپور بر سنگنگارۀ بزرگ فیروزآباد که نشانگر پیروزی اردشیر نخستین شاه ساسانی، بر اردوان پنجم شاه پارت است، داراست. اما باید پذیرفت که در اینجا هم آماج، کسی بجز خود شاپور نیست. البته سنگنبشتۀ روی سینۀ اسب و نیز سنگنبشتۀ پایین صخره، شاه سوار را شاپور میداند. لیکن به دشواری میتوان پذیرفت که او را دو بار نشان داده باشند. آنچه در چشم میزند این است که این سنگنگاره چندان استادانه ساخته نشده، به ویژه آن که در برابر بالاتنۀ شاه، بخش بزرگی از زمینۀ آن تهی مانده است. حتی سطحی چارگوش نیز در آنجا دیده میشود. اگر در آن باریک شویم، بازماندههای سنگنبشتهای را مییابیم که آن را پاک کردهاند. دگرگونیهایی در اینجا روی داده. آسانترین گمانی که میتوان زد این است که این سنگنگاره در اصل برای اردشیر یکم بوده و سپس شاپور آن را از آن خود ساخته و رویش کاری تازه کرده باشد. وی کار کندن سنگنگارۀ پدرش را به فرجام برده و چیزهایی هم از خود به آن درآورده. این سنگنگاره و نیز سنگنگارۀ تحلیف اردشیر در نقش رستم، تنها سنگنگارههایی هستند که سطحشان با باریکسنجی بسیار، پرداز داده شده است. این میتواند رهنمودی بر آن باشد که آن دو از نگاه زمانی نمیتوانند چندان از هم دور باشند.
سنگنگارۀ کرتیر موبد موبدان
پیکر کرتیر را چنان که در اینجاست، میتوان با پیکرهاش در نقش رستم همسنجی کرد. در اینجا وی در سوی راست اردشیر جای دارد. باز هم با زنجیرهای از مروارید کلان و نشانی قیچیدار بر کلاهش بازشناخته میشود. سنگنبشتۀ آن خلاصهای از سنگنبشتۀ او در نقش رستم است.
تاجگذاری اردشیر یکم (224 تا 241 ترسایی)
این شاید نخستین سنگنگارۀ نقش رجب بوده باشد. پیکرها راست و سیخ نشان داده شدهاند. پیکرهای بنیادین از آنِ اردشیر و اهورهمزدا هستند که در اینجا هر دو ایستادهاند. شاه به اهورهمزدا که «چنبر فرمانروایی» را به او میدهد، مینگرد. دو نقش در زیر دو دست پیوسته به چنبر جای دارند. یکی از آنها جامه به تن ندارد و گرزی در دست دارد، پس شاید همان ایزد هراکلس یونانی باشد. این میتواند رهنمودی بر آن باشد که پیکرۀ خرد دوم، شاید از آن بهرام، بزرگترین پسر شاپور و عموی اردشیر باشد. چون بهرام نامی ایرانی است، هماهنگ با هراکلس. شاپور که ولیعهد بوده را میتوان مرد ریشدار سوی چپ دانست. شوربختانه سطح سنگ بسیار آسیب دیده و نمیتوان روشن ساخت که آیا نشانی بر کلاهش هست یا نه، و اگر هست نشان چیست. تیری در سوی راست آن، این نگارهها را از دو پیکر دیگر جدا میسازد. یکی از آنها کلاه شگفتی گذاشته که مانند سر جانوری است. شاید وی زن پادشاه یا ولیعهد باشد. آنان پشت به صحنه کردهاند که نشانگر آن است که باید در خانه باشند و نباید در تحلیف رسمی شرکت نمایند.
تحلیف شاپور یکم (241 تا 272 ترسایی)
واپسین سنگنگاره که بخش راستش در پشت صخره ناپدید میشود، آیینهای تحلیف شاپور یکم، و اهورهمزدا را نشان میدهد که هر دو هم سوار اسباند. هر دو جامههایی یکگونه پوشیدهاند. اهورمزدا جامهای به تن دارد که هماهنگ با مد دورۀ ساسانی شکمش پف کرده. این سنگنگاره پیروی از نگارۀ تحلیف اردشیر در نقش رستم است، البته در آن از دشمن شکستخورده سخنی به میان نیامده است.
Naghsh-e-Rajab in Iran
نظرات ()دروازه ی ملل هم ساخته ای از تخت جمشید است که که به دست هنر مندان 28 ملیت تحت تسلط ایران ساخته شده است . دو طرف در ورودی دو گاو ساخته شده ، نقش گاو برگرفته از هنر آشوری است .چرا که گاو در آشور به معنای دوستی بین ملتها است . گاو اولین حیوان آفریده شده توسط اهورا مزدا و سر منشأ همه ی حیوانات است . در تخت جمشید گاو به عنوان یابنده ، نگهدارنده و سمبل برکت و نگهبان می باشد . بالای ورودی و خروجی دروازه ی ملل به 3زبان پارسی ، ایلامی و بابلی نوشته شده است که خشایار شاه به یاری اهورا مزدا این دروازه را برای تمام ملل ساخته است و به همین دلیل به آن دروازه ی ملل می گویند و نیز مجسمه هایی از گاو یا بالهای افراشته ، عقاب و نیز انسان در قسمت خروجی دروازه ی ملل وجود دارد . چرا که به عقیده ی باستان ، داناترین موجود انسان است و بال عقاب و بدن گاو نیز از همه ی موجودات قوی تر است و این سمبل شاه را قدرتمندترین و دانا ترین موجود و نگهبان کشور نشان داده شده است . در کتیبه این کاخ آمده: « این دروازه همه ملت ها را من به خواست اهورامزدا ساختم. بسا ساختمان های خوب دیگر در این پارسه کرده آمد که من برآوردم و پدرم (داریوش)؛ هر آن بنایی که زیبا می نماید، همه را به تایید اهورامزدا ما ساختیم.» نمایندگان ملت های تابع امپراتوری هخامنشی برای ورود به تخت جمشید، از این دروازه عظیم می گذشتند و پس از اندکی انتظار در تالار کاخ، با عبور از یک خیابان به سمت کاخ آپادانا و کاخ صد ستون حرکت می کردند.
The Gate of All Nations in Persepolis
نظرات ()کاخ آپادانا اصلی ترین و رفیع ترین بنای تخت جمشید است . این نخستین جائی است که بلافاصله پس از فرمان داریوش بزرگ و پس از بر آوردن سکوی تخت جمشید ، ساخت آن آغاز شد و در سالهای آغازین پادشاهی خشایارشا یعنی پس از قریب 30 سال ساختمان آن به پایان رسید .
آپادانا محل اصلی برگزاری گردهمائی ها و تالار مجمع عمومی هیئت های نمایندگی ملل بوده است .این کاخ از یک تالار مرکزی و سه ایوان تشکیل شده است ، هریک از ایوان ها 12 ستون و تالار مرکزی به تنهائی 36 ستون 20 متری دارند که مجموعا 72 ستون سنگی با شکوه ، سقفی را بر سر دارند که از دور دست ها و از دشت مرودشت بدون هیچگونه حائلی دیده می شوند .
در کاخ آپادانا نبشته های متعددی به دست آمده است که مهمترین آنها لوحه هائی از زر و سیم است که از پی بنای آپادانا کشف شده اند . به دستور داریوش در چهار گوشه تالار آپادانا و در زیر دیواری که بیش از 5 متر ضخامت داشته است ، صندوقی سنگی کار گذارده اند و در هریک از صندوقها چند سکه طلا ، یک لوح زرین و یک لوح سییمین هر کدام حاوی متنی به زبان پارسی باستان و با ترجمه عیلامی و بابلی قرار داده اند .
Apadana Hall in Persepolis
نظرات ()اردشیر پسر خشایارشا ملقب به اردشیر یکم پادشاه هخامنشی بود. او پس از به قتل رسیدنِ پدرش و برادرش که جانشینِ قانونی پدرش خشایارشا بود، به دستِ اردوان فرمانده گارد محافظ شاه بر تختِ شاهی نشست.در زمان پادشاهیِ اردشیر یکم هخامنشی در حدود سال ۴۴۱ پیش از میلاد، گاهشمار امپراتوری اصلاح شد و نامِ ماههای سال به نامهای ایزدان مزدیسنا نامگذاری شدند که تا به امروز باقی است.
وی در قلمرو سیاستِ دینی و فرهنگی و برخوردِ خود با مللِ مغلوب از سیاستِ پدربزرگِ خود داریوش بزرگ پیروی کردهاست. تاریخ نویسانِ مشرقزمین وی را شاهی عدالت خواه و دادگستر دانستهاند. وی نسبت به مللِ مغلوب و بویژه یهودیان رافتی خاص داشت. هدایا، آزادی یهودیان، بازسازی معابدِ آنها و احترام به دیانتِ آنها نمونهای از بزرگمنشیهای اردشیر به قوم یهود است که به نامِ اردشیر پس از کوروش در تاریخِ یهودیان به ثبت رسیدهاست.
کاخ اردشیر یکم در گوشه جنوب غربی صفه، توسط اردشیر یکم، بر آورده بود که پلکان بزرگ آن با نقوش سی و چند هیأت هدیه آور مزین بود اما بعدها این کاخ را خراب کرده اند و سنگهای آن را در جایهای دیگری به کار برده اند.
The Palace of Artaxerxes in Persepolis
نظرات ()نام تخت جمشید در زمان ساخت «پارسَه»به معنای «شهر پارسیان» بود. یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسهشهر») خواندهاند. در فارسی معاصر این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطورهای ایران مینامند که در شاهنامه فردوسی نیز آمدهاست.
قدیمیترین بخش تخت جمشید بر پایهٔ یافتههای باستانشناسی مربوط به سال ۵۱۵ پیش از میلاد است. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمدهاست ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت، به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش بزرگ آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشت نوشتههای کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بیشماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمهٔ کارگری نیز استفاده میکردند.ساخت این مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید.
مطالعه بیشتر از سایت ویکی پدیا
Persepolis 5 in Persepolis
نظرات ()وقتی یک منظره 360 درجه را در یک سطح دو بعدی جا میدهیم، برای بازسازی لبه ساختمانها یا خط الراس کوهها باید تصاویر کمی چرخانده شوند. اگر سوژه مورد نظر به اندازه کافی دور از دوربین باشد این مشکل چندان قابل توجه نیست و براحتی می توان آنرا اصلاح نمود. ولی وقتی اشیائی در جلوی دوربین واقع می شوند، قضیه فرق می کند. هر گونه تغییر مکان عرضی کوچک دوربین برای این اشیاء تغییرات پرسپکتیو زیادی را ایجاد مینماید که در هنگام به هم چسباندن عکسها به هیچ وجه با هم جفت و جور نمیشوند. د راین حالت تنها یک راه حل وجود دارد: باید با حذف کردن اشیاء مزاحم واقع در جلوی منظره سعی نمایید تا بهترین عکس از منظره دوردست را ایجاد نمایید. ضمنا کوچک کردن تغییرات مکانی دوربین هنگامی که یک شی در جلوی دوربین واقع می شود به امکان جفت شدن بهتر عکس کمک می کند.
در عکاسی پانوراما، استفاده از یک لنز واید خیلی بهتر است. ولی اگر می خواهید از منظره افق روی یک کوه عکس بگیرید همان لنز نرمال نیز پاسخگو می باشد و با تعداد قابل قبولی عکس می توان تمام منظره اطراف را گرفت.
خوشبختانه حتی دوربینهای دیجیتال با فاصله کانونی متوسط را می توان با یک مبدل زاویه باز یا مبدل fish eye تجهیز نمود. این اتصالات لنز معمولا خیلی گران نیستند و شما برای عکاسی پانوراما مجبور به خرید یک بدنه گران حرفه ای و لنز های زاویه باز نیستید.
یکی از مسایل مهم و رمز آلود در عکاسی پانوراما یکنواختی عکس می باشد. هر چه این مساله بیشتر رعایت شده باشد، تصویر نهایی دارای هماهنگی و یکپارچگی بیشتری به نظر می رسد. بنابر این یکی از لوازم اساسی برای این نوع عکاسی سه پایه است تا از به هم خوردن و بالا رفتن خط افق در عکسهای مختلف جلوگیری نماید. با استفاده از سه پایه شما تنها باید دوربین را اندکی بچرخانید و بالا و پایین عسکها بطور اتوماتیک با همدیگر جور می شود. ولی حتی با بهترین سه پایه ها، اگر دوربین نسبت به افق کج باشد، وقتی دوربین را می چرخانید، پرسپکتیوهای غیر هم محور دارید و داشتن یک پانورامای خوب تقریبا غیر ممکن می شود. با استفاده از یک تراز که روی دوربین قرار داده می شود، می توانید دوربین را نسبت به افق و خط عمودی کاملا تراز نمایید.
اگر ممکن است زمانی عکس بگیرید که کسی در منظره مورد عکاسی شما در حال راه رفتن نباشد.اگر فرد در نقطه ای واقع شود که دو عکس باید به هم بچسبند، بدترین حالت این است که باید آن فرد تنها از یک عکس منتقل شود یا نصف شود.
شما نباید تنظیمات دوربین را در بین گرفتن عکسها تغییر دهید.بنابر این اگر ممکن است یک روز بدون ابر و مود تنظیم دستی را برای عکاسی انتخاب نمایید تا تنظیمات و منظره در حین عکاسی ثابت بماند.
از فلاش استفاده نکنید چون با توجه به نحوه چرخش دوربین شما، اشیاء در عکسهای مختلف سایه های متفاوت ایجاد میکنند که باعث عدم هماهنگی و غیر طبیعی شدن عکس شما می شود.
شما باید تمام طول و عرض منظره مورد نظرتان را کاملا عکاسی نمایید. روی هم افتادگی بخشی از مناظر در هر عکس اشکالی ندارد و حتی برای نرم افزارهای ساخت عکس پانوراما برای ایجاد هماهنگی کامل بین دو عکس کاملا ضروری می باشد. بعضی از دوربینهای دیجیتال در مد پانوراما بعد از هر عکس، بخشی از قسمت انتهایی عکس قبلی را در نمایشگر نشان می دهند که کار گرفتن عکس بعدی را بسیار ساده تر می کند. ولی اگر دوربین شما چنین امکانی ندارد در هر عکس چیزی از منظره را نشانه قرار دهید تا در عکس بعدی بدانید تا کجای منظره را عکاسی کرده اید. بهترین حالت این است که حداقل بین یک سوم تا یک چهارم عکس قبلی در عکس بعدی تکرار شود. هر چه سوژه به دوربین نزدیکتر است باید بخش بیشتری از عکس قبلی در بعدی تکرار شود و هر چه دورتر باشد نیاز به تکرار بخش کوچکتری است .
در زیر تصاویری را میبینید که با چرخش 360 درجه دوربین تهیه شده.این تصاویر توسط نرم افزارهایی مثل Panorama Factory تبدیل به فرم قابل انتشر در وب میشوند.


همینطور میتوانید با مرجعه به آدرس http://www.360cities.net/account/join اقدام به انتشار تصاویری کنید که با هنرمندی شما به دنیا عرضه خواهند شد.
نظرات ()در 138 کیلومتری شهر شیراز ، در راه شهر آباده ، به بقایای شهری می رسیم که روزگاری پایتخت بزرگترین و بی نظیرترین پادشاهی جهان بوده است. این پایتخت در دشتی به نام دشت مرغاب واقع است و رودی به نام پلور که البته در عهد باستان به آن مِدوس می گفتند در آن جریان دارد.
بر اساس نوشته های تاریخ نگاران قدیم کوروش بزرگ ، آستیاگ (آستیاژ ، آستیاگس) پادشاه ماد را در این دشت شکست داده و این کارمبنای ایجاد بزرگترین و قدرتمند ترین پادشاهی ایران می باشد. از این رو کوروش بزرگ فرمان بنای پایتختی را در این دشت داد، با ایجاد تخت جمشید ( توسط سایر پادشاهان هخامنشی) برجستگی پاسارگاد کمتر گردید اما پس از بنای تخت جمشید هنوز پادشاهانی بودند که برای تاجگذاری پاسارگاد را برمی گزیدند.
کوروش پاسارگاد را در 550 تا 559 قبل از میلاد بنا کرد و البته در سال 336 قبل از میلاد این شهر به همراه گنجینه پر بهای آن به دست اسکندر مقدونی افتاد.
منشور حقوق بشر کوروش به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته میشود، این منشور سفالین استوانهای شکل در موزه بریتانیای لندن و نسخه بدل آن در مقر سازمان ملل در نیویورک نگهداری میشود.
مطالعه بیشتر از سایت ویکی پدیا
Cyrus the great from Wikipedia
The tomb of Cyrus the Great in Pasargadae
نظرات ()یکی از باغ های زیبا و کهنسال ایران باغ معروف ارم است. گویا دیرینگی آن با روزگار امیران سلجوقی می رسد و این باغ از آغاز ساخت تا اواخر دوران زندیه در اختیار پادشاهان و حکام محلی بوده است. پس از زندیه، سران ایل قشقایی این باغ را مقر ایل خود ساختند و یکی از خوانین این طایفه به نام جانی خان و پسرش عمارتی در آن ساختند. در دوره ناصر الدین شاه قاجار حاج نصیر الملک از بزرگان شیراز این باغ را از سران ایل قشقایی خرید و ساختمان زیبای کنونی را در آن بنا کرد.در حال حاضر با توجه به تنوع بینظیر گیاهی و گلهای بسیار زیبا و متنوع و درختان گرمسیری و همچنین آب و هوای دلکش عده زیادی از گردشگران را به سوی خود جلب می کند.
Baghe Eram (Eram Garden) in Shiraz
نظرات ()آرامگاه سعدی، در دامنه کوه فهندژ، در مجاورت باغ دلگشا قرار گرفته است.
سعدی در این مکان که ابتدا به صورت خانقاه او بود، اواخر عمر خود را گذرانده و سپس در همانجا به خاک سپرده شد.
برای اولین بار در قرن هفتم هجری، آرامگاهی بر فراز مزار سعدی توسط «خواجه شمس الدین محمد»، وزیر معروف آباقاخان ساخته شد.
ولی در سال 998 به حکم یعقوب ذوالقدر، حکمران فارس، خانقاه شیخ را ویران کردند و اثری از آن باقی نگذاشتند.
در سال 1187 هجری به دستور کریمخان زند، عمارتی ملوکانه از گچ و آجر با 2 طبقه بر فراز مزار سعدی بنا شد.این بنا در دورهی قاجاریه (سال 1301) توسط فتحعلی خان صاحبدیوان مرمت شد.
بنایی که در زمان کریمخان ساخته شده بود تا سال 1327 ه.ش. برپا بود.
در سال 1329 به کوشش علی صغر حکمت و توسط انجمن آثار ملی ایران، بقعه کنونی به جای ساختمان قدیمی ساخته شد.
ورودی مجموعه در راستای ورودی آرامگاه است که معمار آن Andre Gedar فرانسوی است. ساختمان به سبک ایرانی است با 8 ستون از سنگهای قهوه ای رنگ که در جلوی مقبره قرار دارند و اصل بنا با سنگ سفید و کاشی کاری مزین است. بنای آرامگاه از بیرون به شکل مکعبی است اما در داخل هشت ضلعی میباشد با دیوارهایی از جنس مرمر و گنبدی لاجوردی.
The Saadi Tomb in Shiraz
نظرات ()65سال پس از وفات حافظ، یعنی در سال 856 ه.ق. شمس الدین محمد یغمایی وزیر میرزا ابوالقاسم بابر گورکانی حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل را بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.
این بنا یک بار در اوایل قرن یازدهم هجری، در زمان حکومت شاه عباس و دیگر بار، 350 سال پس از وفات حافظ به دستور نادرشاه افشار مرمت شد.
در سال 1187 ه.ق. کریم خان زند بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است. بر روی این سنگ، دو غزل از دیوان حافظ با مطلع:
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم طایر قدسم و از هر دو جهان برخیزم
و
ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش پیوسته در حمایت لطف اله باش
به شیوه نستعلیق توسط حاجی آقاسی بیک افشار آذربایجانی نگاشته شده است.
در آخر از همه دوستان دعوت میکنم برای تعطیلات نوروز سری هم به شیراز بزنید.من هم اگه خدا بخواد میخوام برم اصفهان
ضمن تشکر از آقا رامین که واقعا دستش بخاطر این عکسها درد نکنه
Hafeziye, the Hafez Tomb in Shiraz
نظرات ()منو یاد دنیایی میندازه که سالهاست فراموش کردم.
این عکسو میگم.
کاش یه روز میشد همه دوستامو یه جا ببینم.اونم اینقدر خوشحال مثل همین عکس..
با مراجعه به آدرس tabib77.persianblog.ir از دیدن تصاویر پانوراما لذت ببرید

عکس برگرفته از وبلاگ دکتر مانستر.
نظرات ()